پویا و خپل

سفرهای ایرانگردی

۱۳۸۵

  تهیه کننده: کانون پرورش فکری

داستان: امير محمدرضايي و علي درخشي

برنامه نويس و اجراي سه بعدي: امير محمدرضايي

گرافيك و انيميشن دوبعدي: علي درخشي

موسيقي و صدابرداري: هوتن پورزكي

صداپيشه ها: محمد اعلمي، آزاده مويدي فر

ناظر فنی: امیرحسن سلام زاده

ناظر هنری: مجید قادری

 

داستان بازى

سالها پیش، در جای دور افتاده‌ای در یک بیابان بزرگ دهکدة کوچک و قشنگی وجود داشت. فاصلة این دهکده با شهرهای اطرافش خیلی زیاد بود، به همین دلیل هم معمولاً مسافران زیادی گذرشان به آنجا نمی‌افتاد، جز کاروانی تجاری که سالی یک بار سری به آنجا می‌زد تا کالاهایی را که مردم نیاز داشتند، برای آنان ببرد. در این دهکدة کوچک، پسری به نام پویا زندگی می‌کرد که خیلی دوست داشت وقتی بزرگ شد، بازرگان شود و بتواند همه جای ایران را ببیند. پویا گربه‌ای به اسم خپل دارد که خیلی شکموست. وقتی کاروان وارد شهر شد، بچه‌ها خودشان را به میدان دهکده رساندند. افراد کاروان با کالاهای مختلف و رنگارنگ از جلو آنها رد می‌شدند که یکدفعه چشم پویا به بازرگانی افتاد که سال پیش به او قول داده بود او را همراه خودش ببرد. بازرگان هم به قول خود عمل کرد و با پویا قرارگذاشت تا فردا او را همراه خودشان ببرند ولی خپل نمی‌بایست با آنان می‌رفت. پویا با کمک مادرش آمادة سفر شد. در بین راه، وقتی همه خسته و گرسنه بودند و برای خوردن ناهار اتراق کرده بودند، بازرگان به پویا گفت: «از امروز تو مسئول غذایی، برو و کیسة غذا را بیاور.» اما خپل شکمو توی کیسة غذا مخفی شده بود و همة غذاها را خورده بود. بازرگان هم آنها را جریمه کرد و در بیابان تنهایشان گذاشت و رفت. اما پویا تصمیم گرفت تنهایی به سفر خود ادامه بدهد و بقیه داستان

 

نمایش ویدئو بازی

مشخصات

سه بعدی، سکوبازی، ویندوز

 

جوایز

بهترین بازی بخش کودکان در اولین جشنواره ملی رسانه‌های دیجیتال

MedianGames